سرگرمی فال و طالع بینی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 124
تعبیر خواب سیر تازه چیست

تعبیر خواب سیر : عالم خواب و رویا بسیار جالب است و هر کسی هم تجربه خواب دیدن را دارد.

دیدن سیر در خواب دارای معنی زیادی است.

به طور عمده، سیر نماد باروری است، در حالی که بوی زیاد آن ویژگی های محافظتی را نشان می دهد.

سیر یک گیاه سحر و جادو محسوب می شود.

به عنوان یک محافظ (به ویژه در برابر چشم بد) در تعبیر خواب اهمیت دارد.

سیر در تعبیر خواب چینی به شانس، سلامتی و بارداری اشاره می کند.

همچنین دیدن سیر در خواب شرایط فیزیکی – از جمله تقویت قلب را نشان می دهد.

دیدن سیر در خواب ممکن است نشاندهنده و هشداری برای عفونت در بدن ما باشد.

سیر در زمان های قدیم اهمیت زیادی داشت و آن را نماد باروری می دانستند.

گاهی اوقات خواب های ما چون بر اساس نگرانی و تفکرات و بحث های روزمره هستند، تعبیر خاصی ندارند.

اما واقعیت آن است برخی اوقات که خواب های ما به دور از زندگی روزمره ما هستند، ممکن است تعبیر خاصی هم داشته باشند.

تعبیر خواب سیر به گفته معبران ایرانی

برای ما هم معبران زیادی هستند که نظرات خود را در مورد تعبیر خواب ما بیان کرده اند.

از جمله معبران اسلامی و معبران غربی.

در اکثر مواقع تعابیر آنها از بیشتر موضوعات و به اصطلاح تم های خواب و رویا ما به هم نزدیک است و تقریبا متفق القول هستند.

اما گاهی تفاوت های اندکی هم در بین آنها وجود دارد که ممکن است تعبیر خواب ما به صورت اتفاقی در میان همین تفاوت های جزیی وجود داشته باشد.

مثلا تعبیر خواب سیر یکی از این خواب است که ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد.

در واقع در مورد دیدن سیر در خواب هم معبران زیادی اظهار نظر کرده اند.

برخی تعبیر خواب سیر پوست کندن را پیگیر هستند و برخی هم تعبیر خواب بوته سیر را مد نظر دارند.

اما باید دانست تعابیر این مضمون خواب ها با تعبیر خوردن سیر در خواب متفاوت است.

ما در این مقاله سعی کرده ایم تا به طور کامل دیدگاه تعبیرگران مختلف را گردآوری کنیم و به این سوال که سیر در خواب نشانه چیست پاسخ کاملی بدهیم.

مثلا در مورد خریدن سیر در خواب و همینطور در مورد کاشتن سیر در خواب و در مورد چیدن سیر در خواب بحث کرده ایم.

پس اگر به دنبال این هستید که بدانید سیر در خواب تعبیرش چیست ما را همراهی کنید.

تعبیر خواب سیر

سیر در خواب نشانه چیست؟

بعضی از تعبیرگران می‌گویند:

تعبیر سیر، مال حرامی می‌باشد که در آن خیر و راحتی وجود ندارد

تعبیر خواب سیر به گفته ابن سیرین:

تعبیرش مال حرام ‌‌‌‌‌و یا غم و اندوه و تباهی حال و روز می‌باشد.

تعبیر خواب سیر به گفته ابراهیم کرمانی:

تعبیر خوردن سیر، رنج و غم و گریستن می‌باشد، ولی اگر نخوردی، ضرر و زیان آن از خوردنش کمتر است (دفع بلا و گرفتاری).

تعبیر خواب سیر به گفته امام صادق (ع):

تعبیرهای سیر عبارتند از:

۱- مال حرام

۲- سخن زشت

۳- غم و اندوه

۴- گریه کردن

۵- رنج و سختی کشیدن

خالد بن علی بن محد العنبری گوید:

دیدن سیر در خواب، بر دارایی و مال حرام و سخنی زشت دلالت دارد. خوردن سیر در خواب تنها برای بیمار خوب است.

تعبیر خواب سیر به گفته منوچهر مطیعی:

سیر مال حرام است و بدنامی و شهرت و آوازه بد.

چنانچه در خواب ببینید مقداری سیر دارید به همان مقدار مال حرام به چنگ می آورید که موجب بدنامی شما می شود و همه از آن مطلع می گردند و شما نمی توانید خطائی را که مرتکب شده اید پنهان کنید.

شخصی به خانم آتیانوس گفت:

در خواب دیدم شخصی یک شیشه سیر ترشی هفت ساله برای من آورد من شیشه سیر ترشی را در آشپزخانه گذاشتم ولی بوی آن همه جای خانه را پر کرده بود.

خانم آیتانوس به او گفت:

رشوه گرفته ای و با آن پول حرام اسباب و لوازم خانه خریده ای و عمل تو طوری است که هر کس وارد خانه ات می شود در اولین نظر می فهمد تو پول مفت و باد آورده به دست آورده ای.

خوردن سیر غم و اندوهی است که از خوردن و داشتن مال حرام عارض بیننده خواب میشود.

تعبیر خواب سیر / تعبیر خواب سیر تازه / تعبیر خواب سیر ترشی / تعبیر خواب سیر تازه چیست / تعبیر خواب سیر خوردن / تعبیر خواب سیر و پیاز / تعبیر خواب سیر سبز

تعبیر خواب سیر به گفته آنلی بیتون:

۱ـ اگر در خواب از زمینی که در آن سیر کاشته اید عبور کنید ، نشانه آن است که از فقر و تنگدستی به سمت ثروتمند شدن حرکت خواهید کرد .

اگر دختری چنین خوابی ببیند ، نشانه آن است که با در نظر گرفتن اعتبار و شغل خواستگار خود ازدواج خواهد کرد .

۲ـ خوردن سیر در خواب ، نشانه آن است که با نگاهی به زندگی آرزوهای بیهوده را از خود دور می کنید .

در سر زمین رویاها آمده:

تعبیر خواب سیر : یک راز مخفی فاش می شود .

سیر می خرید : دیگران شما را خشمگین می کنند .

با سیر غذا درست می کنید : زیردستان شما در کار شما را دوست ندارند .

در باغچه خودتان سیر کاشته اید : دیگران ازشما متفرند .

به بچه هایتان سیر می دهید : آنها به شغلهای بالادست می یابند .

اشخاصی که سیر دوست ندارند : رقبا نمی توانند جای شما را بگیرند .

سیر می خورید : مشاجره بزرگ

منبع: نایریکا

ادامه مطلب
سرگرمی فال و طالع بینی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 31
شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

  بیشتر مردم نمی دانند که عادت های غذا خوردن تا چه اندازه نشان دهنده ویژگی های شخصیتی آن هاست. این عادت ها کاملا غریزی هستند و نمی توان به راحتی آن ها را تغییر داد. با دقت به روش غذاخوردن دیگران می توانید شخصیت او را بشناسید.

کسانی که آرام غذا می خورند

شخصیت شناسی

شخصیت شناسی

کسانی که عجله ای برای تمام کردن غذا ندارند در واقع می خواهند با عجله نکردن از تمام لحظات زندگی خود لذت ببرند. آن ها این الگو را در محل کار و زندگی شخصی شان به کار می برند و به همین دلیل ممکن است وقت شان را از دست بدهند.این رفتار آن ها برای همکارانشان که زمانی زیادی برای تمام شدن وظایف شان انتظار می کشند آزار دهنده است.

************

کسانی تند غذا می خورند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

کسانی که غذایشان را در ۵ دقیقه تمام می کنند در انجام دادن چند کار با هم مهارت دارند. آن ها ضرب الاجل ها را از دست نمی دهند و تا قبل از زمان مقرر آن را انجام می دهند. آن ها روحیه رقابتی دارند و همیشه عجول هستند به همین دلیل برخی از لحظات را در زندگی از دست می دهند. آن ها به قدری خود را درگیر وظایف می کنند که مراقبت از خودشان را فراموش می کنند.

************

کسانی که غذاها را در جدا می‌گذارند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

این افراد دوست ندارند غذاها در یک بشقاب با هم مخلوط شوند. آن ها منظم و سازمان یافته هستند و روی تمام کارهای خود کنترل کامل دارند. آن ها از شلختگی متنفر هستند و با بی نظمی عصبی می شوند. این افراد خانه های تمیز و منظمی دارند.

************

کسانی که تمام غذاها را در یک بشقاب مخلوط می‌کنند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

کسانی که تمام غذا را در یک بشقاب مخلوط می کنند برونگرا و دوستانه هستند و در محل کار مسئولیت چند کار را به عهده میگیرند. آن ها عاشق شغلشان هستند اما می دانند که چگونه برای کسانی که دوست دارند وقت بگذارند و معمولا روابط سالمی دارند.

************

کسانی که دوست دارند غذاهای عجیب بخورند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

این افراد همیشه در رستوران ها به دنبال عجیب ترین و متفاوت ترین غذا هستند. آن ها ریسک کردن را دوست دارند و از شکست نمی ترسند. حتی به مسخره ترین ایده ها پاسخ مثبت می دهند دوست دارند از محدوده امن خود بیرون بیایند و چیزهای جدید را تجربه کنند. آن ها هرگز کسل کننده نیستند و بخاطر شجاعت و ریسک پذیر بودنشان تحسین می شوند.

************

کسانی که در وعده یک نوع غذا می‌خورند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

شاین گونه افراد که یک نوع غذا را تمام می کنند و دوباره سراغ نوع دیگر می روند بسیار جزئی نگر هستند و به هر چیزی با دقت فکر می کنند. به همین دلیل در کارهایی که انجام می دهند بسیار موفق هستند. آن ها جزئیاتی که دیگران دقت نمی کنند را می بینند و باید با کسانی که استراتژی مشابهشان را پیروی نمی کنند صبور باشند.

************

کسانی که با صدای بلند می‌جوند

این افراد بسیار برون گرا و دوستانه هستند و مهم نیست دیگران چه فکری درباره آن ها می کنند. برای آن ها هیچ چیزی مهم نیست و در مقابل مشکلات با آرامش رفتار می کنند.

************

کسانی که با دقت غذا درست می‌کنند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

این افراد دوست دارند غذا را در لقمه های کوچک اندازه دهان درست کنند زیرا افرادی سازمان یافته هستند. آن ها رویا پردازان خوبی هستند و در کارشان اشتیاق زیادی دارند. آن ها دوست دارند از قبل کارها را برنامه ریزی کنند. تنها چیزی که باید این گونه افراد مراقب باشند این است که بخاطر آینده زمان حال را از دست ندهند.

************

کسانی که همیشه از بشقاب دیگران غذا می‌خورند

شخصیت شناسی از طرز غذا خوردن

به اشتراک نگذاشتن غذا یک رفتار خودخواهانه است اما این که همیشه یک نفر بخواهد از سیب زمینی سرخ کرده های شما بخورد هم آزار دهنده است. این افراد روحیه مالکیت دارند و هر وقت چیزی را بخواهند به زبان می آورند. آن ها رفتار بچگانه‌ای دارند چون معمولا “نه” نشنیده اند.

منبع: ساعت ۲۴

ادامه مطلب
سرگرمی طنز و خنده دار 0 دیدگاه تعداد بازدید: 23
جوک خنده دار

جوک خنده دار

بچه که بودیم ننه مون میگفت بدو برو به وانتیه بگو وایسه

بعد ما اصن همچین میرفتیم عین جت لی !

وسط راه دو سه تا ملق میزدیم و از رو دیوار میرفتیم که برسیم وانتیه نره !

الان کافیه به بچه ها بگی گوشی منو از اتاقم بیار لدفن !

درجا جِرت میدن

جوک جدید

طبق آخرین آمار آدم ها دو دسته اند:

دوستت دارم ها

و منم همینطورها . . .

جوک جدید

یادش بخیر…

یه معلم داشتیم تو کلاس میگفت شغل ما، شغل انبیاست

منم اومدم خود شیرینی کنم

گفتم انبیا که همشون چوپانی میکردن !

نه گذاشت، نه برداشت گفت منم دارم همین کارو میکنم دیگه گوسفند

“خدا حفظش کنه زیادی رک بود…”

جوک جدید

نشد از یه ورزشکار بپرسن به تیم ملی میرسی ؟!

بعد اون نگه :

” آرزوی هر بازیکنیه که پیرهن تیم ملی رو بپوشه

من هم از این قاعده مستثنی نیستم ”

جوک جدید

من تو سال جدید موفقیت بچه هامو از خدا خواستم

البته هنوز با مامانشون آشنا نشدم ولی خب مهر پدریه دیگه

جوک جدید

اون زمان که میلیون پول بود، ما اون میلیون رو نداشتیم !

الان که میلیارد پوله ، ما باز اون میلیونو نداریم

جوک جدید

آﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ که مامان بابام ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ

ﻣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﯿﻪ که ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻤﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ !

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ دیگه ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ

جوک جدید

ﺩﺧﺘﺮﺍ

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﯾﻤﻞ . _ .

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﯾﻤﻞ *_*

جوک جدید

کل عمر دپرس بودیم

آخرش تووو اعلامیه میزنن “شادروان”

جوک جدید

ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎﺷﻮﻥ:

ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﯾﺪ : ﻣﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ؟!

ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ : ﻣﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﻋﺮﻭﺳﯽ؟!

ﻣﻮﻗﻊ ﻋﺮﻭﺳﯽ : ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ؟

جوک جدید

تنها راه گرفتن مهار مسی تو جام جهانی

اینه که بهش بگن هر کی گل بزنه خره

جوک جدید

اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم می خواستم برم دستشویی

تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه

و بعدش که میومدم گریه میکردم به مامانم میگفتم

کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد !

جوک جدید

به بعضیا باس گفت :

اینقد شاخ شدی که میترسم جلوت قرمز بپوشم

جوک جدید

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ فانتزی ﻫﺎﻡ اینه که زنگ بزنم به خودم ، بعد بگم الو ؟

بعد خودم بگم : قربون الو گفتنت برم من !

بعدم خودم خجالت بکشم قطع کنم تلفنو …

چن دفه هم امتحان کردم ولی لامَصّب همش اِشغال بود !

نگرانم ! نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ؟!

جوک جدید

تنهایی یعنی:

بدونی که وقتی دستشویی هستی، کسی منتظر بیرون اومدنت نیس!

 

منبع: ابران ناز

ادامه مطلب
داستان کوتاه سرگرمی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 27
داستان اردوی مدرسه با اتوبوس

پسر بچه وقتی می بیند که اتوبوس گیر افتاده و کسی نمی تواند کاری کند راهی به ذهنش خطور می کند.

داشتن غرور و تکبر گاهی مانع از پیشرفت آدمی می شود. در داستان اردوی مدرسه که در ادامه می خوانید ما از پسربچه داستان می آموزیم برای اینکه روح پاکی داشته باشیم باید خود را از غرور و تکبر خالی کنیم تا بتوانیم در مسیرهای سخت زندگی به سلامت عبور کنیم

داستان اردوی مدرسه

مدرسه‌ای دانش‌آموزان را با اتوبوس به اردو می‌برد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک می‌شود که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده می‌شود: «حداکثر ارتفاع سه متر» ارتفاع اتوبوس هم سه متر بود ولی چون راننده قبلا این مسیر را آمده بود با کمال اطمینان وارد تونل می‌شود اما سقف اتوبوس به سقف تونل کشیده می‌شود و پس از به وجود آمده صدایی وحشتناک در اواسط تونل توقف می‌کند.

داستان اردوی مدرسه و تونل

پس از آرام شدن اوضاع مسئولین و راننده پیاده شده و از دیدن این صحنه ناراحت می‌شوند. پس از بررسی اوضاع مشخص می‌شود که یک لایه آسفالت جدید روی جاده کشیده‌اند که باعث این اتفاق شده و همه به فکر چاره افتادند؛ یکی به کندن آسفالت و دیگری به بکسل کردن با ماشین سنگین دیگر و غیره. اما هیچ کدام چاره‌ساز نبود تا اینکه پسربچه‌ای از اتوبوس پیاده شد و گفت: «راه حل این مشکل را من می‌دانم!»

یکی از مسئولین اردو به پسر می‌گوید: «برو بالا پیش بچه‌ها و از دوستانت جدا نشو!»

اردوی مدرسه با اتوبوس

اردوی مدرسه با اتوبوس

پسربچه با اطمینان کامل می‌گوید: «به خاطر سن کم مرا دست کم نگیرید و یادتون باشه که سر سوزن به این کوچکی چه بلایی سر بادکنک به آن بزرگی می‌آورد.» مرد از حاضر جوابی کودک تعجب کرد و راه‌حل را از او خواست. بچه گفت: «پارسال در یک نمایشگاهی معلم‌مان یادمان داد که از یک مسیر تنگ چگونه عبور کنیم و گفت که برای اینکه دارای روح لطیف و حساسی باشیم باید درون‌مان را از هوای نفس و باد غرور و تکبر و طمع و حسادت خالی کنیم و در این صورت می‌توانیم از هر مسیر تنگ عبور کنیم و به خدا برسیم.»

مسئول اردو از او پرسید: «خب این چه ربطی به اتوبوس دارد؟»

پسربچه گفت: «اگر بخواهیم این مسئله را روی اتوبوس اجرا کنیم باید باد لاستیک‌های اتوبوس را کم کنیم تا اتوبوس از این مسیر تنگ و باریک عبور کند.» پس از این کار اتوبوس از تونل عبور کرد.

خالی کردن درون از هوای کبر و غرور و نفاق و حسادت رمز عبور از مسیرهای تنگ زندگی است.

بد نیست آثار و پیامدهای غرور و تکبر را در قرآن بدانید

غرور یعنی تمایل به چیزی که با هوای نفس موافق است و طبع انسان به آن تمایل دارد و تکبر یعنی خود بزرگ بینی. یعنی این که من خودم را بزرگ پنداشته و از دیگران بالاتر بدانم. ضد صفت غرور و تکبر تواضع و فروتنی است. تواضع یعنی اظهار نقصان مقدار خود از مقدار دیگران. تواضع دارای مراحلی است از جمله تواضع در برابر خدا، تواضع در برابر پیامبران، تواضع در برابر قانون تشریعی و تواضع در برابر قوانین تکوینی پروردگار و تواضع در برابر بندگان خدا. غرور و تکبر باعث از خودبیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران است.

غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد. غرور و تکبر سرچشمه صفات رذیله دیگری مانند عجب، کینه و حسد نسبت به دیگران و تحقیر آن ها می باشد. و غرور و تکبر نوعی تورم شخصیت و از القائات شیطانی است. فرد متکبر موجود ذلیل است، که چون ذلت را در نفس خود ادراک می کند، می کوشد تا در سایه تکبر این نقص خود را بپوشاند و امام صادق ( علیه السلام) می فرمایند: سرچشمه تکبر چیزی جز عقده حقارت نیست.

تفاوت تکبر با عزت نفس

داستان اردوی مدرسه با اتوبوس

داستان اردوی مدرسه با اتوبوس

تکبر با عزت نفس متفاوت است، هم در مبادی و هم در غایات و هم در ثمرات، تکبر مبدأش خودبینی و خودخواهی و جهل است و غایتش نفس و خودنمایی و نتیجه اش سرکشی و طغیان است ولی عزت نفس، مبدأش توکل علی الله و اعتماد بر حق تعالی و غایتش خدا است و ثمره اش ترک غیر است. اسباب و علل غرور و تکبر یا امور دینی است یا دنیوی بدین شرح، غرور و تکبر نسبت به علم و دانش، غرور و تکبر به حسب و نسب و شرفت خانواده، غرور و تکبر به داشتن مال و جمال و زیبایی و غرور و تکبر به قدرت و شهوات دنیوی و غرور و تکبر به لطف و کرم خداوند و به عمل و عبادت.

نشانه های غرور و تکبر گاهی بسیار آشکار است به گونه ای که انسان در نخستین برخورد به آن پی می برد و می فهمد که فلان شخص گرفتار غرور است و گاهی حالت غرور و تکبر مخفی است و به این سادگی خود را نشان نمی دهد بلکه با دقت می توان به وجود چنین صفتی در خویشتن یا دیگران پی برد. غرور و تکبر دارای اقسامی است یکی تکبر نسبت به خداوند و دیگری تکبر نسبت به خلق که این قسم خود بر دو نوع است، یکی تکبر بر انبیاء و رسل و ائمه و دیگری تکبر بر سایر مردم.

درجات غرور و تکبر

کبر، تکبر، استکبار از درجات غرور و تکبر می باشند که در معنی به هم نزدیکند. کبر یعنی خود بزرگ بینی و صفتی است که به مرحله عمل نرسیده و تنها در ذهن فرد وجود دارد و آثارش از عمل او مشخص نمی شود. تکبر زمانی است که اثر کبر در ظاهر انسان نمایان شود و به مرحله عمل برسد و استکبار یعنی طلب بزرگی کردن که شخص از دیگران طلب می کند که او را بزرگ بدانند. غرور و تکبر برای انسان متکبر آثاری در زندگی دنیوی و اخروی اش دارد که از جمله آثار دنیوی می توان به کفر و بی ایمانی، مهر خوردن بر قلب، بازماندن از توبه، پذیرش شکست و آشکار شدن رذایل و … نام برد. و از آثار اخروی هم می توان به ورود به جهنم، دوری از پیامبر، تحقیر و طرد شدن و جای گرفتن در جایگاه مخصوص متکبرین اشاره نمود.

همان طور که می دانیم انسان مبتلا به بیماری برای درمان خود به پزشک مراجعه و بیماری خود را مداوا می کند. فردی هم که مبتلا به بیماری غرور و تکبر می باشد باید به راه های درمان غرور و تکبر مراجعه نماید. راه های درمان غرور و تکبر عبارتند از درمان علمی، درمان عملی، درمان تفصیلی و آزمایش های درمانی. بزرگان علم اخلاق در برخورد با بیماری خطرناک غرور و تکبر پیشنهاد کرده اند که انسان برای اطمینان از درمان کامل غرور و تکبر و اطمینان از ریشه کن شدن آن، خود را در معرض آزمایش قرار دهد تا از ریشه کن شدن بیماری مطمئن گردد.

 

منبع: نیک صالحی

ادامه مطلب
داستان کوتاه سرگرمی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 26
داستان عابد و شیطان رانده شده

 

شیطان به مرد عابد گفت از این کار دست بکش در ازای آن من روزی دو دینار به تو خواهم داد و عابد پذیرفت.

شیطان همواره در همه زمان ها در کمین افراد است تا انها را از راه به در کند. داستان عابد و شیطان که در ادامه برای شما قرار داده ایم در ارتباط با فریب یک مرد عابد است که شیطان با حیله گری او را مغلوب می کند. ادامه این داستان کوتاه را بخوانید

داستان آموزنده عابد و شیطان

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:«فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند.»

عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را بر کند. ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر او مجسم شد و گفت: «ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت: « نه، بریدن درخت اولویت دارد.»

 

مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند. عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت:«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»

عابد با خود گفت: «راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت. بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و بر گرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر بر گرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت: «کجا؟» عابد گفت: «تا آن درخت برکنم»

ابلیس گفت: «دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند.» عابد و ابلیس در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: «دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت: «آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد. ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی.»

بد نیست نگاهی گذرا به تاریخ بنی اسرائیل داشته باشید

در این مقاله که اولین مقاله از سری مباحث “یهودی شناسی” است و موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی “تبیان” به درخواست بسیاری از کاربران آن را آغاز کرده است، به بررسی “تاریخ بنی اسرائیل” می‌پردازیم تا خوانندگان را هرچه بیشتر با یهود و مقوله یهودیت آشنا کنیم، وجه مشخصه این مجموعه مقالات در این خواهد بود که بیش از منابع اسلامی به منابع یهودی و از جمله کتاب “تورات” استناد جسته شده تا بر اساس منابع یهودی ادعاهای آنها رد شود، امید است مفید واقع شود.

با وجود اختلاف نظرهایی که درباره تاریخ یهود و صحت و درستی آن در تورات وجود دارد، با این حال می‌توان “عهد قدیم” را منبع اصلی تاریخ بنی اسرائیل بویژه در مراحل اولیه تدوین آن برشمرد. جون یهود به تورات به عنوان یک “سند تاریخی که شهادت می‌دهد یهود از زمان‌های قدیم ملتی برای خود بوده‌اند نگاه می‌کند.

تاریخ یهود در تورات به گفته “مارتین بوبر” بزرگترین مورخ آیین یهود در ۱۷ سفر بیان و گفته شده که ریشه بنی اسرائیل به ظهور اولین گروه از “عبری‌ها” بازمی‌گردد.

داستان عابد و شیطان رانده شده

داستان عابد و شیطان رانده شده

عبری‌ها چه کسانی بودند

عبری‌ها در جنوب “رافدین” (عراق کنونی) سکونت داشتند که حضرت “ابراهیم” (ع) با خانواده و بستگانش نیز در آنجا اقامت داشت. حضرت ابراهیم در قرن ۲۰ پیش از میلاد با گذر از فرات سرزمین رافدین را ترک کرد تا با عمل به اوامر پروردگار وارد سرزمین کنعان یا همان فلسطین کنونی شود و به گفته تورات در این سرزمین رحل اقامت افکند و چون زندگی میان مردم و ملتش را ایمن یافت در جوار آنها باقی ماند، سپس راهی “بیت ایل” شد که مردمی مهمان نواز داشت، اما اقامتش در آنجا به دلیل قحطی چندان طول نکشید و همراه همسرش “سارا” و پسر برادرش “لوط” به مصر مهاجرت کرد.

در مصر ابراهیم دارای گاو و گوسفند و ستور بسیار شد، اما چون فرعون مصر وی را از این کشور بیرون کرد، دوباره به فلسطین روی آورد و همراه همسرش سارا و کنیز قبطی‌اش “هاجر” در “حبرون” رحل اقامت افکند، اما پسر برادرش لوط در “سدوم” (مصر) ماند.

ابراهیم در سرزمین حبرون خویشاوندان زیادی نداشت تا این که خداوند پسر اولش “اسماعیل” را در ۸۷ سالگی و از هاجر و پسر دومش “اسحاق” را در ۱۰۰ سالگی از همسرش سارا به او بخشید.

اسرائیل خارج از سرزمین کنعان رشد نمود، اما اسحاق در سرزمین کنعان ماند و در کنار خانواده و بستگانش مسئولیت چرای گوسفندان را برعهده گرفت، بی‌آن که در جایی مستقر باشند. فرزندان اسحاق یعنی “عیسو” و “یعقوب” در این سرزمین به دنیا آمدند، پس تا کنون یعنی تا پیش از ولادت یعقوب اثری از وجود بنی اسرائیل در سرزمین فلسطین نیست.

تاریخ یهود در تورات به گفته “مارتین بوبر” بزرگترین مورخ آیین یهود در ۱۷ سفر بیان و گفته شده که ریشه بنی اسرائیل به ظهور اولین گروه از “عبری‌ها” بازمی‌گردد.

 

منبع: نیک صالحی

ادامه مطلب
داستان کوتاه سرگرمی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 19
داستان کوتاه قرص سر درد

داستان کوتاه قرص سر درد

 

یک پسر برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند در ایالت کالیفرنیا رفت

مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می‌گیریم.

در پایان اولین روز کاری، مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است؟

پسر پاسخ داد: «یک مشتری.»مدیر با تعجب گفت :

تنها یک مشتری؟ بی‌تجربه‌ ترین متقاضیان در اینجا حداقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟ پسر گفت: «۱۳۴،۹۹۹/۵۰ دلار.»

مدیر فریاد کشید: «۱۳۴،۹۹۹/۵۰ دلار؟ مگه چی فروختی؟»

پسر گفت: «اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه

بعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟ گفت: خلیج پشتی، من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم

بعد پرسیدم ماشین‌تان چیست و آیا می‌تواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک، من هم یک بلیزر دبلیو دی۴ به او پیشنهاد دادم که او هم خرید

مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟

پسر به آرامی گفت: نه، او آمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم بیا برای آخر هفته‌ات یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم، شاید سر دردت بهتر شد!

 

منبع: کوکا

ادامه مطلب
پیامک سرا سرگرمی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 22
پیامک های ویژه ولادت

 

نام احمد، نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست
میلاد نبى رحمت (ص) مبارک باد

**************

ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﺭﺏ ﺧﻮﺩ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻮﯾﯿﻢ
ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻼﺋﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻮﯾﯿﻢ
ﺳﻼﻡ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﻤﺪ
ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ

**************

برترین نوع ایمان آن است که بدانى هر جا هستى خدا با توست
حضرت محمد (ص)

**************

عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

**************

صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع) بر شما تبریک وتهنیت باد

**************

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدا نمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (ص) مبارک

**************

هفده ربیع الاول، سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى و برگیرنده نقاب از چهره حقایق،

امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد!

**************

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم(ص) مبارک

**************

ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد
میلاد نور مبارک

**************

حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد

**************

ای چراغ دانشت گیتی فروز
تا قیامت پیشتاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی
اهل بینش را امامِ صادقی
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک

**************

از مکه فروغ ایزدی پیدا شد
سر چشمه فیض سرمدی پیدا شد
در هفدهم ربیع از دخت وهب
نو دسته گل محمدی پیدا شد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

**************

به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر
پسر چه گویم که به خلق، خدا عطا کرده پدر
میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد.

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

**************

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد
شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد
همه شادی نمایید که میلاد نبی شد
جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

**************

دلا میلاد ختم المرسلین است
فروغ آسمانی در زمین است
محمد (ص) مهر ظلمتْ سوز آمد
شب یلدای ما را روز آمد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

**************

بهار بی خزان، روی محمد
بهشت جاودان، کوی محمد
معطر ساخت گلزار جهان را
شمیم تار گیسوی محمد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

**************
میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد!

**************

صدای بال و پر جبرئیل می آید
شب است و ماه به آغوش ایل می آید
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
که ساقی از طرف سلسبیل می آید
لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید
نگاه آمنه از این به بعد می خندد
چرا که معجزه ای بی بدیل می آید
میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد

**************

به هفدهم ربیع دو ماه تابان

ز تارک سپهر دین و ایمان

براى دادن پیام جانان

دمیده با سراج لطف یزدان

میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع) مبارک

**************

امشب سخن از جان جهان باید گفت

توصیف رسول انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع) مبارک

**************

ولادت ختم رسولان آمد

محمد آن حبیب جانان آمد

به جسم پیروان او جان آمد

بر حرمتش جهان گلستان آمد

میلاد رسول اکرم (ص) بر شما مبارک باد

**************

مژده که میلاد شه خاتم است

عید سعید نبى اکرم است

مژده که مسرورى عالم رسید

خرمى عالم و آدم رسید

ولادت حضرت محمد (ص) بر شما مبارک

 

منبع: دیتا پیامک

ادامه مطلب
پیامک سرا سرگرمی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 23
اس ام اس های دلتنگی و تنهایی

از ساعت متنفرم !
این اختراع غریب بشر که مدام ،
جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگى”
حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره
تمنای بودنش رامیکند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند . . . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

منم دلتنگ رویت
دلم آید به سویت
چه کردی با دل من
که کرده آرزویت .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فـرهنـگ لـغـتهــا
نـیـاز بـه ویــرایــش دارند
بـرای مـعنی دلـتـنـگی
احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت,
دلتنـگی یــعنـــی
تـــو . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی

وزد..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشک من جاری شد…
جای تو خالی بود
جـــــــــای تـــــــــو …
عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید
شعر دلتنگی من سخت گریست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ،

آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو که رفتی دلم برایت تنگ شد
حال که آمده ای در دلم جا نمیشوی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل است دیگر

یا شور می‌زند

یا تنگ می‌شود

یا می‌شکند

آخر هم مهر سنگ بودن

…می‌خورد روی پیشانی‌اش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم
قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشکهایم که سرازیر میشوند……
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد…
عجیب سرد است هوای نبودنت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیگـر فرصتی بـرای پیامک دادن نیست
دست واژه ها را می گیرم
و به دیدنت می آیـــم
دلتنگیت در هیچ پیامی نمیگنجد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز…
انگار کسی آمد…
و هوای دلتنگی ات را …
هی در آسمان اتاقم پاشید …
و تو نبودی……

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی
آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی
بغلش کنی. «گابریل گارسیا»

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کاش دهخدا می دانست
دلتنگی …
اشک ….
فاصله ….
بی وفایی….
تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگم اما

تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم … صبورم.. “

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگی … دلتنگی …
همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشته
محتاج نوازش دست هایت هستم
باور کن که دلتنگی … دلتنگی …
دلتنگی مرگ تدریجی ست !!!

 

منبع: تکناز

ادامه مطلب
سرگرمی کارت پستال 0 دیدگاه تعداد بازدید: 62
کارت پستال های عاشقانه

کارت پستال های عاشقانه

کارت پستال عاشقانه

کارت پستال های عاشقانه

کارت پستال زیبا

کارت پستال زیبا

ایده کارت پستال

ایده کارت پستال

کارت پستال عاشقانه

کارت پستال عاشقانه

کارت پستال عاشقانه

کارت پستال عاشقانه

کارت پستال زیبا

کارت پستال زیبا

 

 

منبع: گروه ایلیا

ادامه مطلب
دنیای ضرب المثل سرگرمی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 35
کلاغ و کبک

کلاغه می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

مورد استفاده:

کنایه از اشاره به تقلید کورکورانه می‌باشد.
در بیشه‌زاری سرسبز کبکی زندگی می‌کرد (کبک پرنده‌ای است که در میان پرندگان سبک راه رفتنش زبانزد است) که خیلی آرام و با طمأنینه قدم برمی‌داشت. این شکل قدم زدن کبک باعث شده بود حیوانات زیادی علاقه داشته باشند تا مثل کبک راه بروند به همین دلیل روی شاخه‌ای به انتظار می‌نشستند تا راه رفتن کبک را نگاه کنند.
از بین پرندگان علاقمند به راه رفتن کبک کلاغی هم بود که مدت‌ها با اشتیاق به راه رفتن کبک نگاه کرد تا اینکه یک روز با خود گفت: مگر من از کبک چی کم دارم؟ کبک منقار دارد که من هم دارم، کبک دو بال دارد که من هم دارم، از نظر قد و هیکل هم که ما به هم شبیه هستیم. فقط رنگ پرهای ما فرق دارد که این تفاوت نقشی در راه رفتن ما نمی‌تواند داشته باشد، چرا من مثل کبک راه نروم؟
با این تصمیم کلاغ جوان از فردا به دم لانه‌ی کبک می‌رفت تا وقتی کبک از لانه خارج می‌شود راه رفتن او را به دقت زیر نظر بگیرد تا بتواند دقیقاً شبیه او راه برود. چند روزی که گذشت با خود گفت: اینقدر که فکر می‌کردم، کار سختی نبود. من هم می‌توانم به زیبایی کبک راه بروم.

یک روز کلاغ تصمیم گرفت از آن روز شکل کبک راه برود و این کار را هم کرد. کلاغ نادان با افتخار تمام سرش را بالا گرفت و به راه افتاد و از جلوی هر حیوانی که می‌گذشت، طعنه‌ای به او می‌گفتند. طوطی گفت: آهای، کلاغ! چه کار می‌کنی؟ چیزی شده؟ چرا اینطوری راه می‌روی؟ ولی کلاغ که از غرور کاذبش سرمست شده بود بدون کمترین توجهی به حرف‌های طوطی به راه رفتنش ادامه داد.
کلاغ خودش احساس می‌کرد که به خوبی نمی‌تواند راه برود و تعادلش را حفظ کند. ولی از اینکه می‌دید همه‌ی حیوانات متعجب شده‌اند و با انگشت او را به یکدیگر نشان می‌دهند و می‌خندند، لذت می‌برد. او فکر می‌کرد آنها از زیبایی راه رفتن یک کلاغ تعجب کرده‌اند.
کمی که جلوتر رفت جغد دانا که روی شاخه‌ای در حال چرت زدن بود، صدای خنده و قهقهه‌ی حیوانات و پرندگان را شنید. چشمانش را باز کرد او هم از دیدن کلاغی که سعی می‌کرد شبیه کبک راه برود خنده‌اش گرفت. کلاغ را صدا کرد و گفت: کلاغ! چه کار می‌کنی؟ بعد از یک عمر صاف راه رفتن و پرواز کردن، حالا می‌خواهی خودت را شبیه پرندگان دیگر بکنی. کلاغ که همزمان هم راه می‌رفت و هم حرف‌های جغد را گوش می‌کرد ناگهان پاهایش پیچ خورد و افتاد روی زمین صدای خنده‌ی دسته جمعی حیوانات بلند شد.
کلاغ خجالت‌زده شد و آمد خودش را جمع و جور کند و به سبک راه رفتن خودش به راهش ادامه دهد، که دید نمی‌تواند. کلاغ اینقدر این چند روزه دقت و تمرکز کرده بود که دقیقاً مثل کبک راه برود، حالا که زمین خورده و پایش درد گرفته بود، دیگر حتی قادر نبود مدل خودش هم راه برود. این بار حیوانات و پرندگانی که تا آن لحظه از روی توانایی عجیب کلاغ به او نگاه می‌کردند و می‌خندیدند، تعجب کردند که او دیگر نمی‌تواند به خوبی به سبک خودش راه برود که جغد دانا گفت: عجب کلاغ نادانی! آمدی راه رفتن کبک را یاد بگیری، راه رفتن خودت هم یادت رفت.
منبع مقاله :
رشمه، الهه، (۱۳۹۲)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه‌های آن)، تهران: انتشارات سما، چاپ اول
راسخون
ادامه مطلب

جملات ناب

اگر فقیر به دنیا آمده‌اید ، این اشتباه شما نیست . اما اگر فقیر بمیرید ، این اشتباه شما است بیل گیتس