زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 28
دلایل محکم برای ترک سیگار

دلایل محکم برای ترک سیگار

اگر سیگار می‌کشید، احتمالاً هزاران بار دوستان و خانواده از شما خواسته‌اند که آن را ترک کنید. احتمالاً می‌دانید که سیگار موجب بیماری‌های قلبی، سکته، سرطان، نفخ، برونشیت مزمن و سایر مشکلات جدی برای سلامتی‌تان می‌شود. احتمالاً این را هم می‌دانید که سیگار علت شماره یک مرگ‌های قابل پیشگیری در سراسر جهان است.

ولی دانستن درمورد عوارض طولانی‌مدت کشیدن سیگار ممکن است برای ترک کردن آن متقاعدتان نکند، مخصوصاً اگر جوان باشید. ترسیدن به خاطر بیماری‌هایی که ممکن است ده‌ها سال دیگر دچارش شوید سخت است و ترک کردن سیگار هم واقعاً کار سختی است. بین ۸۰-۷۵ درصد از سیگاری‌ها می‌گویند که دوست دارند ترک کنند. ولی بین ۵ تا ۱۰ مرتبه تلاش ممکن است طول بکشد تا فرد به طور موفقی آن را ترک کند. (بیشتر…)

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 32
فواید اجتماعی بودن

انسان‌ها در گروه‌های اجتماعی به دنیا می‌آیند و تمام زندگی‌شان را در بخشی از یک جامعه می‌گذرانند. در همین جامعه رشد میکنند، یاد می گیرند، مشغول به کار می شوند و زندگی می کنند. جوامعی که در طول زندگی‌ آنها را دنبال می‌کنیم هویت شخصی ما را شکل می‌دهند. بسیاری از افراد در تعاملات اجتماعی احساس خوبی دارند و از به اشتراک گذاشتن تجربیات لذت می‌برندو حتی دوست را انگیزه‌ای می‌دانند تا به فعالیت‌های سالم بپردازند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد ارتباطات بین افراد بخش‌هایی از سیستم عصبی بدن را تحریک می‌کند تا انتقال دهنده‌های عصبی را ترشح کنند که وظیفه‌شان تنظیم واکنش‌ها به استرس و اضطراب است. به بیان دیگر زمانی که ما ارتباط چهره به چهره داریم راحت‌تر می‌توانیم در طولانی مدت به فاکتورهای استرس غلبه کنیم.

همچنین در نتیجه تعاملات اجتماعی دوپامین تولید می‌شود که همچون مورفین طبیعی عمل می‌کند. بررسی‌هایی که در گذشته نیز انجام شده نشان دهنده فوائد حمایت‌ها و تعاملات اجتماعی است. به طور مثال سال گذشته نتایج یک مطالعه نشان داد افرادی که به دلیل سرطان تحت شیمی درمانی قرار می‌گیرند در صورت برخورداری از حمایت‌های اجتماعی و بودن در جمع دوستان و اعضای خانواده به لحاظ جسمی و روانی قوی‌تر هستند.

نتایج بررسی‌ها نشان می دهند تعامل داشتن با دیگران موجب پرورش یافتن مغز می‌شود. انگیزه‌ها و ارتباطات اجتماعی به ارتقاء حافظه کمک کرده و مغز را از بیماری‌های عصبی پیش رونده حفظ می‌کند.حفظ روابط دوستانه در دوران پایانی زندگی از زوال ذهنی پیشگیری می‌کند.

علاوه بر این، نتایج مطالعات اخیر حاکی از مرتبط بودن ارتباطات اجتماعی با سلامت جسمی و داشتن عاداتی بهتر با سبک زندگی سالم‌تر است. همچنین بررسی انجام شده در هلند نشان داد افرادی که به لحاظ اجتماعی فعال هستند کمتر در معرض ابتلا به دیابت نوع دو قرار دارند.

به گفته کارشناسان حاضر شدن در بین افرادی که مشوقی برای داشتن عادات سالم و دستیابی به اهداف سبک زندگی چالشی باشند باعث می‌شود فرد نسبت به نوع مواد غذایی مصرفی، انجام حرکات ورزشی و دیگر کارهای مرتبط هوشیارتر باشد.
افرادی که به طور دسته جمعی ورزش می‌کنند در مقایسه با افرادی که به تنهایی ورزش می‌کنند استرس کمتری داشته و سلامت روان و جسم آنان بهتر است.

 

منبع: مجله ی پزشکی مادر

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 26
دشمن زندگی زناشویی

۹ دشمن زندگی زناشویی

 

برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد.

پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

۱- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

۲- خانه‌نشینی

ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!

۳- ساعات اضافی

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان وهمسرتان نیست! تنها کافی‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هر ازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

۴- رسیدگی به وضع ظاهر

فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

۵- بی‌توجهی

یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی ‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌ که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

۶- حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین‌جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

۷- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

۸- نبود برنامه

تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

۹- سکوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند… در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

منبع: تبیان
ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 27
افزایش انرژی روزانه
خستگی و افت انرژی یکی از مشکلات شایعیست که بسیاری از کارمندان و دانشجویان با آن دست و پنجه نرم می کنند. چندین روش مثل مصرف قهوه و شکلات برای افزایش موقتی انرژی وجود دارد. اما برای افزایش انرژی در طول شبانه روز به روش های بهتری همچون استراحت کامل، موکول کردن رابطه ی جنسی به صبح، مصرف پروتئین در وعده ی صبحانه، دوش آب سرد و مدیتیشن نیاز دارید.

وقتی به شدت خسته اید، به سراغ یک راه حل سریع برای رفع آن می گردید. احتمالا مصرف قهوه یا مقداری شکلات، سریع ترین شیوه هاییست که به ذهنتان می رسد. اما این روش ها موقتی هستند و تمام انرژی روزانه ی شما را تامین نمی کنند. برای افزایش انرژی کل روز، شما به روش های مداوم تری نیاز دارید.

هفت ساعت کامل بخوابید

اجازه دهید با بدیهیات آغاز کنیم. هر چند ۷ ساعت خواب شبانه را نمی توان جزء بدیهیات دانست، چرا که بسیاری از مردم به آن عمل نمی کنند. اما خوابیدن ۷ ساعت کامل در شبانه روز، آسان ترین کاریست که می تواند انرژی شما را افزایش دهد.

رابطه جنسی خود را به صبح موکول کنید

در هنگام رابطه جنسی، اکسی توسن آزاد شده از بدن خلق و خو را بهبود می بخشد، درد را آرام می کند و موجب بازیابی و افزایش انرژی می شود. روز خود را اینگونه آغاز کنید تا تاثیر آن را به خوبی مشاهده کنید.

چراغ ها را روشن کنید

به محض بیدار شدن از خواب، یک چراغ روشن کنید، پرده ها را عقب بزنید و اگر می توانید صبحانه را در حیاط نوش جان کنید. این کار موجب افزایش هورمون سروتونین (هورمون ضد افسردگی) شده و حتی به کاهش وزن نیز کمک می کند.

بیشتر پروتئین مصرف کنید

یک صبحانه ی پر کربوهیدرات، موجب خواب آلودگی شما در اواسط روز می شود. برای پیشگیری از این احساس کسالت، به صبحانه ی خود پروتئین اضافه کنید. روی املت اسفناج خود کمی کره ی بادام زمینی بریزید. پروتئین موجود در تخم مرغ و کره ی بادام زمینی و آهن موجود در اسفناج، سطح قند خون را ثابت نگه می دارد و انرژی فرد را در طول روز حفظ می کند.

تمرین های مدیتیشن انجام دهید

هیچ چیز بیشتر از یک ذهن غیر متمرکز، انرژی افراد را تحلیل نمی دهد. انجام حرکات مدیتیشن، موجب آرامش و افزایش انرژی می شود. در یک مکان آرام بنشینید، چشم ها را ببندید و روی تنفس یا یک مانترا (یک شعار یا ذکر) متمرکز شوید. انجام این کار تنها برای ۵ دقیقه استرس شما را به شدت کاهش می دهد.

دوش آب سرد بگیرید

دوش آب گرم پیش از خواب آرامش بخش است، اما دوش آب سرد موجب افزایش ضربان قلب و ترشح آدرنالین می شود. به علاوه موجب افزایش انرژی شما می شود.

 

منیع: برنافیت

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 20
ده راز زندگی شاد

ما همیشه در هر کاری پی بدست آوردن شادی و خوشبختی هستیم. در واقع ما کار می کنیم تا پول بیشتری بدست بیاوریم تا یک زندگی شاد داشته باشیم. در این مقاله به شما ده عادت افرادی که غرق در شادی و خوشبختی هستند را ذکر می کنیم تا شما را در جهت ساختن یک زندگی شاد و سراسر خوشبختی یاری کند.

در حالی که این رویدادهای عمده و بزرگ در زندگی مانند موفقیت های کاری، ازدواج ،فارغ التحصیلی ،….. ما را در ابتدا خوشحال می‌کند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که این شادی ها زیاد به طول نمی‌انجامد. یک مطالعه از دانشگاه نورث‌وسترن (Northwestern University)، سطوح خوشبختی افراد عادی را در برابر افرادی که در سال گذشته جوایز بزرگ لاتاری را کسب کرده‌اند، اندازه‌گیری نمود. محققان از این نتیجه متعجب شدند که سطح خوشبختی هر دو گروه تقریبا یکسان است.

این تصویر اشتباه که رویدادهای عمده زندگی باعث شادی و غم شما می‌شوند، انقدر شایع است که روانشناسان برای آن حتی نام “اثر تعصب – impact bias” گذاشته­ اند.

“واقعیت این است که خوشبختی مبتنی بر وقوع یک اتفاق، کوتاه و زودگذر است.”

خوشبختی یک مفهوم ترکیبی است ،یا آن را ایجاد می‌کنید یا آن را ایجاد نمی‌کنید. خوشبختی پایدار از طریق عادت‌های شما بدست می‌آید. افراد فوق‌العاده شاد، عادت‌های روزمره‌ای دارند که خوشبختی آن‌ها را روز به روز حفظ می‌کند. عادت‌های خود را امتحان کنید و ببینید چه کاری برای شما انجام می‌دهند:

۱ – آن‌ها برای درک و ارزیابی لذت‌های کوچک زندگی تلاش می کنند.

بطور طبیعی، ما دچار رزمرگی می‌شویم. در برخی موارد، این چیز خوبی است. این موجب صرفه‌جویی در توانایی ارزشمند مغز و ایجاد راحتی می‌شود. با این حال، گاهی اوقات شما آنقدر گرفتار کارهای روزمره خود می‌شوید که در درک و ارزیابی چیزهای کوچک زندگی ناموفق هستید. افراد شاد می‌دانند که احساس کردن طعم و مزه غذا، لذت بردن از معاشرت های روزانه، یا حتی ورزش کردن چقدر برای یک زندگی شاد اهمیت دارد.

۲ – آن‌ها ورزش می‌کنند.

حرکت دادن بدن خود به مدت ۱۰ دقیقه هورمون GABA آزاد می‌کند، یک انتقال‌دهنده عصبی که باعث می‌شود تا مغز شما احساس آرامش کند و به شما در کنترل محرک‌های خود کمک می‌کند. افراد شاد بطور منظم ورزش می‌کنند.

۳ – آن‌ها برای دیگران پول خرج می‌کنند.

تحقیقات نشان می‌دهد که صرف پول برای افراد دیگر موجب می‌شود تا شما بسیار شادتر از زمانی باشید که برای خود پول خرج می‌کنید. این بویژه در مورد چیزهای کوچک مانند خریدن یک کتاب برای یک دوست صمیمی نیز صدق می کند.

۴ – آن‌ها زمان خود را با افراد درست و مناسب سپری می­ کنند

شادی و خوشبختی از طریق افراد پیرامونی گسترش می‌یابد. پر کردن پیرامون خود با افراد شاد باعث ایجاد اعتماد به نفس، تحریک خلاقیت، و سرگرمی و خوشی هموار آن و داشتن یک زندگی شاد می شود. همنشینی با افراد منفی نیز اثرات بدی دارد. مهم این است که اطراف خود را پر از افراد مثبت اندیش و شاد و خوشحال کنید.

۵ – آن‌ها مثبت هستند

چیزهای بد برای همه، از جمله افراد خوشحال اتفاق می‌افتد. افراد شاد به جای شکایت در مورد این که کارها چگونه می‌توانست انجام شود یا باید انجام می‌شد، بر آن چیزهایی که بخاطر وجود آن‌ها سپاسگزار هستند، تمرکز دارند. سپس آن‌ها بهترین راه‌حل موجود برای حل مشکل را پیدا می‌کنند، آن ها را در پیش می‌گیرند و در آن مسیر ادامه می دهند. هیچ چیز مانند بدبینی، بدبختی را در زندگی ما ایجاد نمی کند. مشکل نگرش بدبینانه، به غیر از آسیب به خلق و خوی شما، این است که به یک پیشگویی در مورد خود تبدیل می‌شود. اگر شما انتظار چیزهای بدی داشته باشید، بیشتر احتمال دارد که شما وقوع رویدادهای منفی را تجربه کنید. از بین بردن افکار بدبینانه تا زمانی دشوار است که شما تصدیق نمایید که آن‌ها غیر منطقی هستند. خودتان را مجبور کنید که به واقعیت نگاه کنید، و خواهید دید که همه چیز تقریبا به همان اندازه که به نظر می‌رسد بد نیست. این بزرگ ترین راز داشتن یک زندگی شاد است.

۶ – آن‌ها به اندازه کافی می‌خوابند

هنگامی که شما می‌خوابید، مغز شما بطور قابل توجهی شارژ می‌شود، پروتئین های سمی که در طول روز به عنوان مواد جانبی فعالیت‌های عصبی طبیعی انباشته می‌شوند را از بین می‌برد. وقتی خواب شما کافی نیست، انرژی، توجه و حافظه شما کاهش می‌یابد. محرومیت از خواب باعث افزایش سطوح هورمون استرس می‌شود، حتی بدون این که یکی از عوامل استرس‌زا وجود داشته باشد. افراد دارای یک زندگی شاد خواب را به یک اولویت تبدیل می‌کنند، زیرا باعث می‌شود که آن‌ها احساس خوبی داشته باشند و می‌دانند که زمانی که خواب کافی ندارند، چقدر بداخلاق و اخمو خواهند بود.

۷ – آن‌ها گفتگوهای عمیقی دارند

افرادی که دارای یک زندگی شاد هستند ،می‌دانند که خوشبختی و محبت دست در دست هم دارند. آن‌ها از شایعات بی‌اساس، صحبت‌های ناچیز، و قضاوت کردن دیگران اجتناب می‌کنند. در عوض، آن‌ها بر تعاملات معنادار تمرکز می‌کنند. آن‌ها با افراد دیگر در سطح عمیق‌تری همکاری می‌کنند، زیرا آن‌ها می‌دانند که انجام این کار احساس خوبی دارد، ارتباط احساسی ایجاد می‌کند و راهی جالب برای یادگیری است.

۸ – آن‌ها به دیگران کمک می‌کنند

زمان گذاشتن برای کمک به افراد نه تنها آن‌ها را خوشحال می‌کند، بلکه باعث خوشحالی شما نیز می‌شود. کمک به افراد دیگر موجب افزایش اکسی‌توسین، سروتونین و دوپامین در شما می‌شود که این همه باعث ایجاد احساسات خوب و داشتن یک زندگی شاد می‌شود. در یک مطالعه هاروارد، کارکنانی که به دیگران کمک می‌کردند، ۱۰ برابر تمرکزشان بر کار و زندگی افزایش یافته بود و ۴۰ درصد احتمال ارتقای شغلی خود را افزایش داده بودند. تا زمانی که اطمینان حاصل کنید که کاری بیش از حد توان خود انجام نمی‌دهید، کمک به دیگران مطمئنا تأثیر مثبتی روی خلق و خوی شما خواهد داشت.

۹- آن‌ها تلاش می‌کنند تا شاد باشند.

هیچ کس هر روز که از خواب بیدار می‌شود، احساس خوشحالی و شادی نمی‌کند و افرادی که یک زندگی شاد نیز دارند هم از این قاعده مستثنی نیستند. آن‌ها تنها سخت‌تر از هر کس دیگری کار می‌کنند. افراد شاد بطور مرتب روحیه خود را ارزیابی می‌کنند و هر کجا که دچار روزمرگی شدند با اقداماتی خلاقانه و کوچک شادی را دوباره به زندگی خود باز می گردانند.

۱۰- آن‌ها اندیشه‌ رشد دارند.

نگرش‌های اصلی افراد در دو دسته قرار می‌گیرند: یک ذهنیت ثابت یا یک اندیشه رشد. با یک ذهنیت ثابت، شما معتقدید که شما آن کسی هستید که الان هستید و نمی‌توانید تغییر کنید. افراد دارای ذهنیت رشد فکر می‌کنند که آن‌ها می‌توانند با تلاش اوضاع را بهبود بخشند. این باعث می‌شود که آن‌ها یک زندگی شاد داشته باشند، زیرا در برخورد با مشکلات بهتر هستند. آن‌ها همچنین نسبت به افراد دارای ذهنیت ثابت بهتر عمل می‌کنند، زیرا آن‌ها چالش‌ها را می‌پذیرند و آن‌ها را به عنوان فرصت‌هایی برای یادگیری چیزی جدید معرفی می‌کنند.

گرد هم آوردن همه این‌ها

حفظ و نگهداری خوشبختی می‌تواند سخت باشد، اما سرمایه‌گذاری بر روی عادات درست نتیجه مطلوب می‌دهد و موجب کامیابی می شود. پذیرش حتی تعدادی از عادت‌ها از این لیست تفاوت ‌های زیادی در خلق و خوی شما ایجاد می‌کند. پس دست به کار شوید

یک زندگی شاد داشتن در انتظار کسانی است که نه تنها به استقبال آن می روند بلکه برای آن برنامه ریزی و هدف دارند.

منبع : آپتک

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 18
فکر کردن

ما در زندگی خود با سختی‌ها و مشکلات زیادی روبرو می‌شویم و گاهی این مشکلات مانع از موفقیت ما می‌شوند و ما را از ادامه کارمان بازمی‌دارند، اما آیا این موانع واقعا تاثیرات بدی دارند؟

قاعده کلی “یک شکست مقدمه‌ای برای یک بازگشت است”، منطبق با فلسفه مربی بسکتبال معروف دانشگاه کالیفرنیا-لس‌آنجلس جان وودن برای برخورد با سختی‌ها و مشکلات است.

در کتاب او “هرم موفقیت” به همکاری جی کارتی، وودن دیدگاه خود در مورد سختی‌ها و مشکلات را این‌گونه بیان می‌کند.

“ما نمی‌توانم اجازه دهیم تا مشکلات ما را دلسرد کنند. موانع ممکن است موجب تغییر مسیر ما شوند، اما ما نمی‌توانیم به آن‌ها اجازه دهیم تا ما را از مقصدمان بازدارند.

من اغلب گفته‌ام که ما با سختی‌ها قوی‌تر خواهیم شد. ما با یک برنامه وزنه برداری از لحاظ جسمی قوی‌تر می‌شویم. ماهیچه‌های ما در برابر اشیای سنگین کار می‌کنند. این اشیا همان سختی‌ها و مشکلات هستند.

ما با سختی رو به افزایش در دوران تحصیلمان از لحاظ ذهنی قوی‌تر می‌شویم.  ما با حساب دیفرانسیل تحصیلات خود را شروع نمی‌کنیم بلکه ما با جمع و تفریق و ضرب و تقسیم شروع می‌کنیم و پس از اینکه اصول را یاد گرفتیم، به جبر می‌رسیم و پس از آن به هندسه و همین‌طور ادامه می‌دهیم تا به حساب دیفرانسیل برسیم.

ما به همین ترتیب به وسیله آزمون‌های زندگی از لحاظ روحی و روانی قوی‌تر می‌شویم. نویسنده سایت Success، کریگ ایمپلمن می‌گوید از دست دادن همسرم، نلی، سخت‌ترین رویداد در زندگی من بود. برای چند سال، این واقعه سرعت زندگی من را کاهش داد؛ اما هرگز من را متوقف نکرد. در نهایت، حتی از دست دادن او باعث شد تا من از هر لحاظ (از لحاظ جسمی، اخلاقی، احساسی و معنوی)، قوی‌تر شوم.

ما هنگامی که زندگی سخت است، قدرت خود را افزایش می‌‌دهیم؛ بنابراین، ما نباید نگران سختی‌های باشیم و نه می‌توانیم اجازه دهیم تا ما را متوقف سازند تا بتوانیم بهترین راه را برای رسیدن به اهدافمان دنبال کنیم. در حقیقت، با قوی‌تر شدن ما می‌توانیم و باید بتوانیم اهداف خود را گسترش دهیم. گسترش توانایی‌هایمان به آخرین حدشان نیازمند آن است که ما به صورت واقعیت‌گرایانِ قدرت و توانایی‌های خود را دوباره ارزیابی کنیم.”

در سال ۱۹۶۲، تیم دانشگاه کالیفرنیا-لس‌آنجلس وودن در مسابقات نیمه‌نهایی شکست خورد. در کتاب مربی‌ها وودن درباره رهبری با استیو جمیسون، فرد اسلاتر، یکی از اعضای تیم، این تجربه را این‌گونه توصیف کرد.

“ما در نیمه‌نهایی مسابقات قهرمانی ملی به سینسیناتی به دلیل گرفتن خطای اشتباه به سود تیم حریف در دقایق آخر، بازی را باختیم. این یک خطای اشتباه بود و باعث شد تا تیم دانشگاه کالیفرنیا-لس‌آنجلس بازی و حتی شاید قهرمانی ملی را از دست بدهد. واکنش مربی در اتاق رختکن طوری بود که انگار ما بازی را برده بودیم و هیچ شکایتی نکرد. او به ما گفت که سرهای خود را بالا بگیریم “سختی‌های و مشکلات ما را قوی‌تر خواهند ساخت” و سپس به ما گفت “به یاد داشته باشید که شما هنوز هم یکدیگر را دارید.”

گاهی اوقات سال‌ها طول کشید تا بازیکنان وودن از درس زندگی او بهره ببرند. بیل والتون درس زندگی وودن را این‌گونه توصیف کرد.

“۲۹ سال از زمانی که من تیم دانشگاه کالیفرنیا-لس‌آنجلس را ترک کردم می‌گذرد و این من را شگفت‌زده می‌کند که در طی این ۲۹ سال مربی وودن به این اندازه باهوش شده باشد. من ۵۰ سال دارم و در آن زمان فکر می‌کردم که او دیوانه است. او یک عتیقه زنده بود و من زمانی که دچار سختی‌ها و مشکلات شدم، متوجه شدم که او راست می‌گفت.”

کنار آمدن با سختی‌ها در یک مسیر مثبت نیازمند دو قسمت نهایی بالای هرم موفقیت مربی وودن، اعتقاد و شکیبایی، است. ما باید همان‌گونه که مربی گفت به یاد داشته باشیم که، “قرار گرفتن در مقابل سختی‌ها و مشکلات، حالتی است که هر فرد به آسانی می‌تواند با آن‌ها با خود آشنا شود، به ویژه هنگامی که از تحسین‌کنندگان رهایی یابد.”

منبع: یوکن

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 15
مهربانی
جنیفر اسپالدینگ رهبر و مربی اجرایی است که رهبران کسب و کار ، کارآفرینان و تیم‌ها را برای رسیدن به بهترین حالتشان تربیت می‌کند. در طی دو دهه دوران حرفه‌ایش، جنیفر مهارت‌های رهبری و مهارت‌های تیمی خود را برای نهادهای عالی در زمینه مدیریت و مشاوره IT، فروش و بازاریابی ، خدمات مالی و غیر انتفاعی تقویت کرده است. او از طریق گفتگوهای گفتاری، کارگاه های آموزشی، مربیگری و نوشتن، مهارت‌های خود را به اشتراک می گذارد. جنیفر اسپالدینگ اطلاعاتش در مورد اهمیت مهربان بودن را با ما به اشترک می‌گذارد.

چه یک کارآفرین باشید، مدیر یا  عضو یک گروه موسیقی، علم ثابت می‌کند که مهربانی یک مزیت رقابتی برای شما خواهد بود.

اگر این بیانیه را در ۲۰ سالگی شنیده بودم، این‌ نگرانی در من به وجود می‌آمد که نشان دادن مهربانی در محل کار باعث می‌شود ضعیف به نظر برسم و یا این اجازه را به دیگران می‌دهد که از من سوءاستفاده کنند. ممکن است شما نیز به همین موضوع فکر کرده باشید‌.

همان‌طور که در نردبان شرکتی بالاتر می‌رفتم و مرزها و حد و حدود را تمرین می کردم، متوجه شدم که محبت واقعی بلیط من برای روابط عمیق‌تر، فروش بیشتر و پروژه‌های بهتر است. به علاوه، احساس خیلی خوبی داشت و مانند انجام کار درستی به نظر می‌رسد که در مکانی از عشق و مهربانی رهبری کنیم.

هنوز متقاعد نشدید؟ تحقیقات فراوانی وجود دارد که ثابت می‌کند که محبت به طور مثبت محل کار را تغییر می‌کند و به شما زمینه‌ی رقابت را می‌دهد.

مهربانی فروش را افزایش می‌دهد

آیا تا به حال قهوه سفارش دادید، پولش را آن پرداخت کردید اما متوجه شدید که به اشتباه شیر روی آن را درخواست نکردید؟  شما به فروشنده می‌گویید که اشتباه کردید و فروشنده به جای گرفتن پول اضافی برای فراموشی شما شیر روی قهوه را به شما هدیه می‌دهد.  این اقدام کوچک در محبت (کمتر از ۱ دلار) احتمالاً به یاد شما می‌ماند و زمانی که دوباره به آن کافی شاپ می‌روید این را به یاد خواهید آورد.

مهربانی کردن به مشتریان، بزرگ دانستن بازگشت‌ آن‌ها، خوشحال کردنشان زمانی که حداقل انتظار را دارند اعتماد و شادی را در آنان ایجاد می‌کند. خرده فروشانی مانند Zappos، Nordstrom و Starbucks همه از طرفداران وفادارشان از لحاظ مالی سود می‌برند.

مهربانی به کارکنان انگیزه می‌دهد

مطالعه Zenger Folkman انجام شده بر روی ۵۱،۸۳۶ رهبر نشان می‌دهد که محبوب ترین رهبرانی که ابراز مهربانی می‌کردند نیز مؤثر ترین بودند. “لارن ندرگرن، استاد مدیریت و سازمان های مدرسه کلوج، می‌گوید:” اگر شما به عنوان فردی غیر صمیمی به نظر برسید، درصد ۱ در ۲۰۰۰ برای به دست آوردن بالاترین میزان اثربخشی به عنوان یک رهبر را خواهید داشت. “

اقداماتی که می توانند نمره مطلوبیت رهبر را افزایش دهند چه هستند؟ برخی از این موارد عبارت‌اند از:

  • تقویت ارتباطات عاطفی مثبت با دیگران
  • نمایش یکپارچگی به طور مداوم
  • عمل به عنوان مربی و معلم
  • رقابت کمتر با دیگران و همکاری بیشتر
  • الهام بخشی کسانی که در اطراف شما هستند
  • تلاش برای تغییر در هنگام درخواست بازخورد
  • به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود برای آینده

مهربانی خلاقیت را افزایش می‌دهد

خلاقیت اساس نوآوری است. چگونه یک رهبر می‌تواند خلاقیت را افزایش دهد؟ به گفته تویان داوتون و پژوهش های همکارانش در دانشگاه میشیگان، تعامل احترام آمیز با افراد و تیم‌ها خلاقیت را افزایش می دهد. آن‌ها تعامل احترام آمیز را به عنوان “انتقال حضور، برقراری ارتباط ، تأیید، گوش دادن مؤثر و برقراری ارتباط حمایتی” تعریف می کنند. همه این اقدامات محترمانه، یک شبکه اجتماعی مثبت تر، یک حس ارزشمند بودن بالاتر و پردازش اطلاعات ارتباطی بهتر را تسهیل می کنند. این امر، به نوبه خود، باعث افزایش خلاقیت می شود.

مهربانی خستگی را کاهش می‌دهد

بر اساس یک مطالعه U.K، هشت نفر از ده نفر  بریتانیایی‌ موقعیتی شغلی که در آن باید با افرادی که نمی‌ساختند همکاری می‌کردند را قبول نکردند، حتی اگر پول بیشتری ارائه می‌شد، “در واقع، پول تنها ششمین عامل مهم برای افرادی بود که در حال حاضر مشغول به کار هستند، با توجه به اینکه در لیست اولویت بندی بریتانیا روابط خوب با افراد اطرافشان، لذت بردن از کار و زمان رفت آمد بالاتر از به فکر کردن درباره پول قرار دارد.”

اگر رئیس، هم تیمی یا همکارانتان زمانی که بیمار شدید، یک فرد عزیز را از دست دادید یا یک رویداد زندگی(مثلاً متولد شدن فرزندتان، عروسی، تولد، و غیره) را جشن گرفتید به رسمیت شناختند بنابراین شما تأثیر مهربانی بر تمایل برای ماندن  را دست اول حس کرده‌اید.

مهربانی خوشبختی را افزایش می‌دهد

انجام اعمال محبت آمیز نه تنها احساس خوبی به شما می‌دهد، بلکه باعث افزايش رضايت کلی شما در زندگی مي شود. دانشگاه آکسفورد سه تحقیق پژوهشی در مورد موضوع با موفقیت های بزرگ انجام داد. یک آزمایش شامل شرکت کنندگان از ۳۹ کشور می‌شد و آن‌ها هفت روز به خانواده، دوستان، غریبه ها و خودشان محبت کردند. داده ها تأثیر مثبتی بر شادی، رضایت از زندگی، شفقت، اعتماد، مثبت بودن و ارتباط اجتماعی  را نشان داد.

اگر می‌خواهید خوشبختی خود را افزایش دهید و تمایلتان برای مهربان شدن را عملی کنید، تیم تحقیقاتی به رهبری کیکو اوتاکه اثبات می کند که به رسمیت شناختن اعمالتان از مهربانی این کار را خواهد کرد. بنابراین یک لحظه را برای نوشتن لیستی از دو یا چند اعمال محبت آمیز که در هفته گذشته انجام دادید صرف کنید. آیا احساس می کنید شادی شما افزایش یافته است؟

افزایش مهربانی

همان‌طور که در کار رهبری می‌کنید، به یاد داشته باشید که محبت واقعی، خیلی چیزها را تغییر می‌دهد. اعمال محبت آمیز باعث افزایش فروش می شود، تیم‌های شما را تقویت می کنند، خلاقیت را بهبود می بخشند، خستگی را کاهش می دهند و رفاه شما را افزایش می دهند.

امروز چقدر مهربانی از خود نشان می دهید؟ اگر به چند ایده برای نشان دادن مهربانی و محبت خود نیاز دارید در ادامه چند مورد را معرفی خواهیم کرد:

  • در هنگام بیان انتقاد دشوار
  • زمانی که چیزی درست پیش نمی‌رود یا شما اشتباهی انجام می‌دهید.
  • هنگامی که هم تیمی‌تان شما را اذیت می‌کند.
  • وقتی رئیس، همکار یا مشتری شما برای درک چیزی مشکل دارد.
  • هنگامی که شما هر روز صبح خود را در آینه می بینید.

 

منبع: یوکن

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 19
رهایی از افکار منفی

روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی‌برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می‌شود.

همۀ ما برای مثبت بودن بیشترین تلاش خود رامی کنیم، ولی گاهی هم الگوهای منفی فکری باعث نابودی لحظات زیبای زندگیمان می شود.

ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.
روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسر می برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

۱- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید

نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

۲- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد

هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: “مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!”
علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

۳- بیشتر تنفس کنید

اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

۴- کمتر صحبت کنید

بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

۵- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید

شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

۶- تمرین تمرکز حواس

یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید.

لائو تزو می گوید: “اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید.” حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟

با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

۷- به کائنات تسلیم شوید

هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
حتی اگر مفهوم نگرانی “خوب” یا “بد” بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

۸- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: “نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است.”

آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

 

منبع: آنا

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 21
راه های شادی

وقتی صحبت از ابر انسان می‌شود، ذهن‌ها بی‌اختیار به سمت فیلم‌های تخیلی شرکت‌هایی مانند کمپانی فیلم‌سازی مارول رفته و تصور قهرمانی شنل پوش که با شیاطین و نیروهای اهریمنی می‌جنگد به ذهن می‌رسد.

این موضوع ازنظر علمی موردتوجه یک زیست‌شناس تکاملی به نام روآن هوپر (Rowan Hooper) قرارگرفته و به همین دلیل وی کتابی با عنوان ابر انسان یا Superhuman نوشته است. در حقیقت ابر انسان مدنظر این دانشمند، اگرچه دارای توانایی ذهنی و فیزیکی بالایی است اما درست مثل انسان‌های عادی به نظر می‌رسد. وی انسانی عادی است که تلاش می‌کند کارهایی خارق‌العاده انجام دهد و تلاش می‌کند در زمین ورزش یک بسکتبالیست خوب بوده و پرش سه‌گام را به‌خوبی انجام دهد.

این موضوع دلیلی شد که مجموعه نشنال جئوگرافی با این دانشمند و نویسنده مصاحبه‌ای ترتیب دهد تا مشخص شود که چگونه یک زن بیمار به نام شرلی پارسونز (Shirley Parsons) که به سندرمی نادر مبتلا است، الهام‌بخش روآن هوپر قرار گرفت تا به موضوع ابر انسان بپردازد. این زن پس از پشت سر گذاشتن یک سکته مغزی به‌طور کامل فلج می‌شود، اما ذهن او سالم است. در حقیقت این جراح او بود که برای اولین بار در مورد وی با روآن هوپر صحبت کرده و به وی گفت که شخصیت این زن سرشار از حس شادی و خوش‌بینی در برابر یک ضربه ترسناک است که این ویژگی روی پزشک تأثیر گذاشت.

نویسنده کتاب ابر انسان در این رابطه می‌گوید: «من از طریق ایمیل با وی آشنا شده و این زن تأثیرگذار، در نخستین ملاقات ما به من گفت که یک فرد خوشحال است و درواقع شادتر از قبل زندگی می‌کند. این در حالی است که وی یک سکته مغزی را پشت سر گذاشته و از سندرمی نادر نیز رنج می‌برد.
این ویژگی‌ها برای من بسیار فوق‌العاده‌ای بودند و من دوست داشتم با وی بیشتر آشنا شوم و دریابم که وی علی‌رغم اتفاقات وحشتناکی که برایش رخ‌داده چگونه تا این حد خوشبخت و شاد است؟ من در این رابطه با روان شناسان مختلفی صحبت کردم.»

بیشتر انسان‌ها تصور می‌کنند برای داشتن شادی و احساس رضایت از زندگی باید وسایل گران‌قیمت خریده و درآمد و ثروت زیاد داشت. برخی نیز شادی را در داشتن خانه‌ای بزرگ و یا ماشین‌های گران‌قیمت می‌دانند اما بررسی شرایط افرادی که خود را از قیدوبند این نیازها رها کرده‌اند، نشان می‌دهد آن‌ها به‌طور عمیق‌تری معنی شادی را درک کرده و از زندگی خود راضی هستند.

توماس جفرسون (Thomas Jefferson) پیگیری شادی را یک قانون جهانی دانسته است؛ اما چگونه می‌توان شادی را تعریف کرد؟ آیا شادی یک نوع ماده خاص یا امری معنوی است یا به کمک دانش ژنتیکی تعریف می‌شود؟

برای تعریف شادی یک شاخه تخصصی در علم وجود دارد. همه ما می‌دانیم چه زمانی خوشحال هستیم. این ‌یک احساس درونی است و زمانی که ما در مورد شادی لحظه‌ای صحبت می‌کنم، بحث ما به آینده مربوط نمی‌شود. زمانی که یک‌خانه یا یک ماشین خریداری می‌کنیم، به‌صورت لحظه‌ای خوشحال خواهیم بود. در حقیقت این احساس خوشحالی تنها برای یک‌لحظه است.

به باور من احتمالاً یک مؤلفه ژنتیکی در شخصیت پایه شما وجود دارد و این بدان معنی است که شادی روزمره شما بازندگی همراه است. نتایج یک مطالعه در نیوزیلند منجر به کشف یک نوع ژن شد که به نظر می‌رسد با سطوح بالاتر یا پایین‌تر افسردگی ارتباط داشته باشد. این ژن تعیین‌کننده میزان بالاتر یا پایین‌تر از رضایت روزانه شما از زندگی است. در حقیقت تفسیر شادی به‌عنوان یک صفت، بسیار دشوار است؛ اما می‌توانیم بگوییم که به نظر می‌رسد یک مؤلفه ژنتیکی به بسیاری از صفات رفتاری و فیزیولوژیکی ما در این رابطه مرتبط است؛ اما ما نمی‌توانیم بگوییم که یک ژن خاص برای شادی وجود دارد.

*  هنگامی‌که در مورد افراد استثنایی صحبت می‌شود، این سؤال مطرح است که آیا ژن‌ها، شرایط محیطی، طبیعت یا نوع پرورش و تربیت در رفتار آن‌ها تأثیرگذار است. این عبارتی است که احتمالاً شما با آن مخالف هستید، آیا این‌طور است؟

دقیقاً این‌طور است! قرار دادن این دو بحث در برابر یکدیگر، کاری کاملاً اشتباه است. اگر ما ژنتیک، طبیعت یا نحوه تربیت را به‌تنهایی در نظر بگیریم، پاسخ درستی پیدا نخواهیم کرد زیرا هیچ‌چیز به‌تنهایی تأثیرگذار نیست. تمام ژن‌های ما از محیط پیرامونی ما تأثیر می‌گیرند و این عوامل در کنار یکدیگر عمل می‌کنند.

*  لبرون جیمز (Lebron James) یکی از بزرگ‌ترین ستارگان دنیای بسکتبال است و گفته می‌شود وی در طول شبانه‌روز تا ۱۲ ساعت می‌خوابد. آیا ازنظر علمی بین این عادت وی و موفقیت در ورزش، ارتباطی وجود دارد؟

در حال حاضر مطالعات بسیار زیادی انجام‌شده است که نشان می‌دهد خواب چقدر برای انسان حیاتی است. در دهه هشتاد، میلادی تفکری رایج شد که اعتقاد داشت خواب کم برای موفقیت لازم است این باور هنوز هم ادامه دارد. دانلد ترامپ ادعا می‌کند خواب کمی دارد و مارگارت تاچر نخست‌وزیر اسبق بریتانیا نیز ادعا می‌کرد که خواب بسیار کمی دارد اما فراموش نکنیم که وی در اثر آلزایمر مرده است و شواهدی مبنی بر وجود یک رابطه علمی بین فقدان مداوم خواب و آلزایمر وجود دارد. پژوهش‌های متعددی نشان می‌دهند که داشتن خواب کافی به افزایش توانائی‌های شناختی شما کمک کرده و به همین دلیل داشتن خواب کافی برای همه و به‌ویژه ورزشکاران و نخبگان بسیار حیاتی است.

منبع: سیمرغ

ادامه مطلب
زندگی بهتر سبک زندگی 0 دیدگاه تعداد بازدید: 22
کاریزماتیک شو

برخلاف تصور بسیاری که گمان می کنند افراد کاریزماتیک ذاتا آرام تر و جذاب تر از دیگران هستند اما واقعیت این است که همه آن چه شما را جذب کسی می کند با تمرین و ممارست قابل یادگیری است. با کمی تمرین می توانید به شخصیت گرم و صمیمی تبدیل شوید که مانند آهنربا دیگران را به سمت خود جذب کرده و در مجالس و مهمانی ها می درخشد.

افراد کاریزماتیک دارای جنبه های شخصیتی خاصی هستند که باعث جذابیت و درخشش آن ها می شود. یکی از معیارهای مهم در تشخیص فرد جذاب و کاریزما، توجه به تاثیر صحبت های او روی دیگران و کیفیت مکالماتش است.

در ادامه قصد داریم شما را با هفت نکته مهم در کاریزمای کلمات و قدرت کلام در روابط اجتماعی افراد کاریزماتیک آشنا کنیم.

قدرت کلام افراد کاریزماتیک

۷ نکته در کاریزمای کلمات

۱٫ صرفا و کاملا برای طرف مقابل حضور داشته باشید

اگر فکر می کنید کاریزماتیک بودن یعنی خودنمایی کردن در مقابل دیگران، باید بگویم سخت در اشتباه هستید!

راز شخصیت های کاریزما این است که به جای بالا بردن خودشان، باعث ایجاد حس خوب در اطرافیان می شوند. توجه به این نکته بسیار مهم است که افراد بعد از صحبت کردن با شما حس خوبی نسبت به خود داشته باشند.

اجازه دهید به دورانی برگردم که دانشجوی کالج بودم و در ساعات بین کلاس ها در سالن تنینگ (برنزه کردن پوست) کار می کردم. در آن دوران هفته ای یکبار با جرج کلونی برخورد داشتم و گاهی صحبت های کوتاهی بین ما رد و بدل می شد. من همیشه بعد از صجبت کردن با او احساس خوبی داشتم.

صحبت های معمولی داشتیم، از اوضاع و احوالم می پرسید، این که کلاس هایم چطور می گذرد، نسبت به مطالعات من اشتیاق نشان می داد، از مدل موهایم تعریف می کرد و من همیشه از صحبت با او لذت می بردم. با وجود این که هیچ وقت چیز زیادی درباره شخصیت و علایقش نفهمیدم اما همیشه نسبت به او حس خوبی داشتم. چرا؟

چون هیچ یک از گفتگوهای بین ما درباره او نبود، بلکه همیشه درباره من صحبت می کرد و احساس مهم بودن در من ایجاد می کرد و این یعنی کاریزماتیک بودن!

۲٫ اگر اطلاعات کمی دارید دچار استرس نشوید

اغلب ما وقتی در گفتگویی قرار می گیریم که نظری درباره موضوع صحبت نداشته و در آن زمینه اطلاعاتی نداریم اعتماد به نفس خود را از دست داده و دست و پای خود را گم می کنیم. اما نداشتن اطلاعات در حوزه خاص دلیل نمی شود که مکالمه کسل کننده ای داشته باشیم.

در این مواقع بهترین کار انتخاب کنجکاوی به جای استرس و ناراحتی است. با اعتماد به نفس بالا از طرف مقابل اطلاعات بیشتری درباره موضوع گرفته و کنجکاوی خود را نشان دهید.

شاید برای شما هم پیش آمده که در این شرایط به جای نشان دادن بی اطلاعی خود از موضوع، به دنبال روش هایی برای دفاع از خود بوده اید. اما اگر از حالت “جبهه گیری” به حالت ” کنجکاوی” بروید، مسیر گفتگو بسیار جالب می شود:

شما نمی دانید، سوال می کنید و طرف مقابل احساس خوبی پیدا می کند که اطلاعات بیشتری در این زمینه بدهد، او از این مکالمه لذت می برد و شما جذاب تر دیده می شوید!

۳٫ سوالات زیادی بپرسید

اگر واقعا می خواهید مکالمه به سمت درستی پیش برود سوالات زیادی بپرسید. پرسیدن سوالات بیشتر درباره طرف مقابل اشتیاق شما نسبت به او را نشان می دهد و این تاثیر عالی در روند مکالمه دارد.

نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید زمان درست سوال پرسیدن است. معمولا بهترین زمان هنگامی است که حس می کنید طرف مقابل برای پاسخ دادن به سوالات شما هیجان زده می شود.

۴٫ با زبان بدن واکنش نشان دهید

اگر هنگام گفتگو با دست های قفل شده و شانه های افتاده طوری نشسته اید که به نظر می رسد گفتگو با این فرد آخرین کاری است که دوست دارید انجام دهید، نباید از طرف مقابل انتظار داشته باشید که از صحبت کردن با شما لذت برده یا برایش جذاب به نظر برسید! هیچ کس به فردی که سفت و سخت و دست به سینه است جذب نخواهد شد.

کاریزمای کلمات در ارتباط نزدیک با زبان بدن است. دفعه بعد در مکالمات حضوری با دوستان و آشنایان دست ها یا پاهای خود را در هم قفل نکنید، از حرکات دست استفاده کرده، اشتیاق خود را به جمع نشان دهید تا دیگران از هم صحبتی با شما لذت ببرند.

۵٫ سطح انرژی خود را افزایش دهید

دیگران جذب انرژی و روحیه شاد می شوند و این حرف تازه ای نیست! پس اگر می خواهید در گفتگوها کاریزماتیک و جذاب دیده شوید کافیست ولتاژ انرژی خود را فقط کمی بیشتر کنید تا جذابیت دوچندان داشته باشید.

حتما برایتان پیش آمده که در تماس تلفنی، صدای طرف مقابل ، هنگامی که نام شما را می شنود، سرشار از هیجان و آرامش می شود. در این مواقع چه حسی پیدا می کنید؟ احتمالا لذت توام با قدردانی!

صدای سرزنده و رسا از قوی ترین ابزار دنیا در گفتگوها و ارتباطات است مخصوصا وقتی با زیر و بم کردن، سرعت و لحن خوب همراه باشد.

فراموش نکنید گاهی فقط با صدا کردن نام کسی یا نشاندن یک لبخند زیبا در گوشه لب می توانید در نظر دیگران فوق العاده کاریزماتیک و جذاب دیده شوید.

۶٫ آینه باشید

اغلب ما جذب افرادی می شویم که احساس آشنایی و راحتی بیشتری با او داشته باشیم. اما چطور ممکن است باعث ایجاد اعتماد و آرامش در فردی شویم که به سختی او را می شناسیم؟

تحقیقات نشان می دهد هر فرد می تواند به سادگی با استفاده از زبان بدن و طرز صحبت کردن، اعتماد دیگران را جلب کرده و جذاب تر به نظر برسد و آینه سازی از راه های ایجاد همدلی و نزدیک شدن دو نفر می باشد.

مانند یک آینه زبان بدن طرف مقابل را بازتاب دهید. نیازی نیست این کار را واضح و عجیب انجام دهید بلکه با ظرافت تمام عمل کرده، هنگامی که او به آرامی صحبت می کند شما نیز سرعت کلام خود را کاهش دهید. اگر به سمت جلو و روی میز خم شده شما نیز کمی نزدیک تر شوید و غیره.

۷٫ همانند میزبان صحبت کنید

اگر می خواهید فردی جذاب و کاریزماتیک باشید در هر گفتگو و مکالمه طوری صحبت کنید گویا میزبان طرف مقابل هستید. هنگامی که دوستان در منزل تان مهمان هستند رفتار و کلام شما به گونه ای است که آن ها احساس راحتی و صمیمیت می کنند، از این ایده استفاده کنید و با ژست میزبان باعث ایجاد آرامش در مخاطبان خود شوید.

 

منبع: کوکا

ادامه مطلب

جملات ناب

من معتقدم زندگی چیزی هوشمند است، و اتفاقات به صورت تصادفی رخ نمی دهند. استیو جابز