امروز

دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸

داستان توبه ی بهلول نبّاش

داستان توبه ی بهلول نبّاش

شیخ صدوق می نویسد:

روزی معاذ بن جبل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و با چشمانی اشکبار عرضه داشت: یا رسول اللَّه! جوانی زیبا بیرون خانه شما ایستاده و زار زار گریه می کند و می خواهد به حضور شما برسد.

حضرت فرمود: او را نزد من بیاور! جوان با همان حالت گریان داخل شد و سلام کرد.

پیامبر علت گریه اش را پرسید. گفت: یا رسول اللَّه! گناهان بزرگی مرتکب شده ام که شاید خداوند هیچ گاه مرا نیامرزد. حضرت با ناراحتی فرمود:

«وَیحَک یا شابُّ ذُنُوبِک اعْظَمُ امْ رَبُّک؛»

وای بر تو ای جوان! آیا گناهان تو بزرگ تر است یا پروردگارت؟

گفت: ای پیامبر! پروردگارم از همه چیز بزرگ تر است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا مرا به یکی از گناهانت خبر نمی دهی؟

او گفت: یا رسول اللَّه! من هفت سال بود که نبش قبر می کردم و بعد از بیرون آوردن مرده ها کفن آنان را می ربودم تا اینکه دختر جوانی از انصار مرد. من آن شب بعد از نبش قبر وی کفن او را دزدیدم و عریان رهایش کردم. در آن حال، شیطان مرا وسوسه کرد و من به عمل شنیع زنا مرتکب شدم.

هنگامی که گورستان را ترک می کردم، آوازی از آن مرده شنیدم که تمام وجود مرا تحت تأثیر قرار داد و آن صدا این گونه مرا ندا داد: ای جوان! وای بر تو از روز قیامت، هنگامی که خداوند مرا و تو را احضار خواهد کرد. کفن مرا ربودی و از قبر بیرون آوردی و مرا ناپاک رها کردی!

یا رسول اللَّه! من با این اعمال ننگین گمان نمی کنم که هرگز بوی بهشت را استشمام کنم.

پیامبر صلی الله علیه و آله بر او نهیب زد: از من دور شو ای فاسق! می ترسم من نیز به آتش تو بسوزم، چقدر به جهنم نزدیکی!

حضرت رسول صلی الله علیه و آله این سخن را می گفت و همواره با دست به او اشاره می کرد که از حضورش بیرون رود تا اینکه آن جوان از حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون رفت.

جوان گنهکار توشه تهیه کرده و به یکی از کوه های مدینه رفت و دست هایش را به گردن بست. پیوسته داد می زد و می گفت: پروردگارا! تو مرا می شناسی و گناهم را می دانی. خدایا! من پشیمان شدم و به نزد پیامبرت رفتم، اظهار توبه کردم، امّا مرا از خود دور و خوفم را زیاد کرد.

از تو می خواهم به حق نام های بزرگوارت که مرا ناامید نگردانی! چهل شبانه روز می گفت و می گریست تا اینکه خداوند متعال این آیه را نازل کرد:

(وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ؛)[۱]

(بندگان خوب خدا) آنهایی هستند که هرگاه کار ناشایستی انجام دهند یا به خودشان ستم کنند، خدا را یاد می کنند و برای بخشش گناهانشان استغفار می کنند و جز خدا چه کسی گناهان را می آمرزد؟

پس از نزول آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه اصحاب به دنبال آن جوان پشیمان که همان بهلول نبّاش بود، آمد و پذیرش توبه اش را به وی ابلاغ کرد و وعده بهشت به او داد و سپس به یارانش توصیه کرد: گناهان خود را همانند این جوان جبران کنید![۲]

پی نوشت ها

[۱] سوره آل عمران، آيه ۱۳۵٫

[۲] الامالى، صدوق، ص ۴۲، با تلخيص

منبع : ویژگی های پیامبر اعظم (ص)، الخصائص النبویة، ص: ۳۱۷؛ پاک نیا، عبدالکریم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم

جملات ناب

استعدادهای خود را پنهان نکن چرا که برای استفاده شدن ساخته شده اند. ساعت آفتابی در سایه کاربردی ندارد. بنجامین فرانکلین